بانک مقالات
تاریخ تحلیلی دفاع مقدس
ماجرای تسلیم نامه امام به گورباچف از زبان آیت الله جوادی آملی
| ماجرای تسلیم نامه امام به گورباچف از زبان آیت الله جوادی آملی |
|
|
| 1386/10/22 ساعت 13:08:20 | |
|
شرح دیدار از زبان حضرت آیتالله جوادی آملی : بسمالله الرحمن الرحیم همان طوری كه پیدایش اصل انقلاب اسلامی با هدایت فكری بود، دوام آن نیز با تداوم دعوت فرهنگی خواهد بود و چنان كه بیداری مردم مسلمان ایران با رهبری دینی آغاز شد، نهضت مردم خارج از این مرز و بوم نیز با هدایت مذهبی انجام پذیر است و این همان صدور انقلاب اسلامی به خارج از كشورمان میباشد «صدور انقلاب» به معنای دخالت در شئون مردم كشورهای دیگر نیست، بلكه به معنای پاسخ دادن به سؤالهای فكری بشر تشنه معارف اسلامی است و از آن جهت كه مبدأ فاعلی همه ـ انسان و چهاد ـ خداست و مبدأ قابلی همه انسانها فطرت خداجو و خداخواه است ، وظیفه رهبران الهی اقتضا دارد ندای هاتف غیبی را كه برای گوش دل آشناست ، به سمع همه صاحبدلان منتظر برسانند و هیچ فردی یا گروهی را از این موهبت الهی محروم نكنند. انقلاب اسلامی ایران تداوم راه پیامآوران الهی عموما و پیامبر اكرم و جانشینان راستین آن حضرت خصوصا بوده و رهبری امام خمینی همانا وراثت نایبان عمومی آن پیشوایان دینی بوده است. بنابراین حضرت امام، همه خطوط هدایت را از رهنمودهای دینی دریافت كردهاند. گرچه رسالت رسول اكرم از همان آغاز بعثت ، جهانی بوده، لیكن نحوه اجرای آن از خویشان پیامبر شروع شد تا بزرگترین امپراتوریهای عصر خود، نه آن كه رسالت آن حضرت از اول محدود بود، سپس توسعه یافت و تمایزی كه بین آیه «و انذر عشیرتك الاقربین» 2. (خویشان نزدیك خود را زا تمرد در برابر خدا بیم ده) . و آیه «فاصدع بما تومر».3 (مأموریت تبلیغی خود را علنی كن) . وجود دارد، در نحوه اجرای تدریجی رسالت است، نه نمو خود نبودت. چنان كه امتیاز بین آیه «قاتلوا الذین یلونكم من الكفار»4 (با كافران موعظت ناپذیر نزدیكتان مبارزه كنید) و آیه «هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لوكره المشركون»5 (اوست خدایی كه پیامبر خود را با هدایت و دین حق و منزه از بطلان فرستاده تا آ» دین حق را بر همه مكاتب باطل پیروز كند، گرچه مشركان كراهت داشته باشند) . فقط در مسیر تدریجی اجری مأموریت است، نه در رشد اصل رسالت، كه قبلا اصل رسالت محدود بود و بعد گتسرش یافت.
هدف اصلی نهضت اسلامی ایران ابه رهبری امام خمینی (قدس الله نفسه الزكیه) جهانی بوده و هست و تفاوت بین پیامهای امام خمینی (ره) برای شاه معدوم و مسؤولان سلسله منحط پهلوی و بین پیام آن حضرت برای میخائیل گورباچف،رهبر كنونی اتحاد جماهیر شوروی، فقط در نحوه اجرای این وراثت عمومی اولوالعزمهای الهی است. و گرنه مأموریت دینی نسبت به درون مرز ایران و بیرون آن یكسان است و ا متیاز در تدریج اجرا خواهد بود. محتوای نامه امام (ره) معارف عمیقی است كه تبیین همه آن شرح مبسوط را میطلبد، لیكن ایجاز اصل متن اجازه اسهاب6 و تطویل را به شرح نمیدهد، و گرنه هماهنگ نخواهند بود. چون شرح گسترده شایسته متن كوتاه نمیباشد. لذا شارحان نهجالبلاغه برای بیین كلمات قصار سید الاولیا و الاوصیا حضرت علی بن ابیطالب علیه افضل صلوات المصلین ، اطناب (ه) وگسترش را روا ندانستهاند. از این جهت به شرح بعضی از جملههای دقیق متن بسنده شده و در ذیل هر فصلی به متن منظور اشاره شده است. ابتكار امام خمینی در دین و فقهشناسی نه مانند اخباریون بود كه از روزنه زبون تحجر و ثقبه كم نور جمود و خمول به آن مینگرند و نه مانند سایر اصولیون بود كه در تنگنای مباحث الفاظ و اصول عملیه در آن نظر مینمایند و نه همتای سایر حكیمان و عارفان بود، كه گرچه از جایگاه بلند علمی جامع غیب و شهادتاند، ولی از جهت عملی درصراط مستقیم انس بین آن دو به سر نمیبرند، بلكه غالبا به نشاة غیب مأنوستر از قلمرو و شهادتاند، بلكه دینشناسی او در «فقه اصغر» و «اوسط» و «اكبر» تابع دینشناسی امامان معصوم (ع) بوده است، كه آن ذوات مقدس دین را رد همه مزایای غیب و شهودش میشناختند و در صدد اجرای همه آن بودند و تنها راه عملی نمودن آن تأسیس حكومت اسلامی است. و آن وقتی مقدور میباشد كه رابطه فقیه عادل با مردم نظیر رابطه محدث و مستمع نباشد، چنان كه اخباریهای مفرط میپندارند، و در حد ارتباط مرجع تقلید صرف و مقلد نباشد، چنان كه سیره برخی از اصولیها بر آن بوده و هست و در مرز تعلیم معراف و تهذیب نفوس و اقامه براهین عقلی برای «وحدت تشكیكی» یا «شخصی» هستی خلاصه نگردد. چنان كه دأب بعضی از حكیمان و عارفان بر آن بوده و میباشد، بلكه با حفظ همه خوبیهای گذشته كه آن مشایخ و اعاظم داشته و دارند، افزون بر آن، پیوند فقیه جامع عادل با مردم رابطه امام و امت باشد، چنان كه منوبان معصوم (ع) این چنین بوده و هستند. نبوغ امام خمینی در فقهشناسی در طرح اصل مسأله «ولایت فقیه» نبود. زیرا این مسأله سابقه طولانی دارد و نیز در جمعاوری ادله عقلی و نقلی بر آن نبود، چون استدلال نیز كم و بیش بیسابقه نیست و همچنین در تدوین رساله مستقل در این زمینه نبود، زیرا آمار رسالههایی كه در این باره به طور مستفی نگاشته شد، قابل توجه است، بلكه مزیت آن حضرت (ره) در این بوده كه اولا، تمام پهنه زمین از كران تا كران و همه سینه باز زمان از عصر تا عصر را قلمرو «ولایت فقیه» نایب امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ میدانست. ثانیا ، عقل عملی او با «ولایت» متحد بود، چنان كه عقل نظری او با فقاهت متحد شد و چون در افق والای تجرد قرار داشت، حجاب بین نظر و عمل رخت بر بست و فقاهت آمیخته با ولایت و ولایت عجین شده با فقاهت با روح این انسان متكامل متحد شد، چنان كه نفس در مقام تجرد تام عقلی خود با معقول متحد میگردد. ممكن است كسی درباره امامت فقیه عادل نایب ولی عصر ارواحنا فداه كتاب بنویسد و همانند امام از نظر علمی گفتار یا نوشتار داشته باشد، ولی از نظر عملی مانند امت رفتار كند. چنین فقیهی گرچه به امامت فقیه تفوه دارد، لیكن چون قدمی در این وادی نمینهد و همه شرایط تحصیلی آن را شرایط حصولی میپندارد و همه مقدمات واجب را مقدمات وجوب میانگارد، تفكر امامت ندارد ، بلكه آن را همتای مسأله «عبید» و «اماء» برای تشحیذ اذهان و به دور از ابتدا طرح مینماید. البته بین تفوه به امات و تفكر امایم داشتن فرق بوده و نیز بین قایل به ولایت فقیه بودن و «فقه ولایی» داشتن تمایز تام است و امتیاز این دو هم در كیفیت نگرش به فقه است و هم در صدد اجرای احكام آن. از این رهگذر، امام خمینی گاهی كاخ سفید غرب ار مورد قهر ولایی خود قرار داده و میگوید: «امریكا هیچ غلطی نمیتواند بكند». و زمانی كاخ كرملین شرق را چون موخ محروم نشین مورد تفقد ولایی قرار داده و صدر هیأت رییسه و دیگران را به دین مبین اسلام دعوت میكند تا از شراره الحاد برهنه و به نور توحید برسند. هیأت اعزامی از طرف امام خمینی (ره) روز سیزدهم دی ماه 1367 تهران را به مقسد مسكو ترك و در روز چهاردهم به تهران برگشت و مدت توقف این سفر تاریخی در مسكو بیتس و سه ساعت بود و در فرودگاه بینالمللی با استقبال نماینده ویژه صدر هیأت رییسه شوروی و برخی از مسؤولان بلند پایه سیایس و امام جمعه مسكو و نیز با شركت سفیر محترم وقت ایران در شوروی و تنی چند از برادران محترم سفارت ایران در مراسم استقبال روبرو شد. قبل از ملاقات رسمی هیأت اعزامی با رهبر شوروی و بعد از آن، هیچ گونه تماس سیاسی با فرد یا گروهی از طرف سرپرست هیأت حاصل نشد، زیرا این سفر فقط برای ابلاغ پیام و تبیین محتوای عمیق آن بود، لیكن سخنان مبسوطی پیرامون توحید و نفی الحاد، گاهی به زبان برهان و زمانی با لسان فطرت، با استقبال و بدرقه كننده در ذهاب و ایاب ارائه شد و فاصله چهل كیلومتری فرودگاه تا شهر مسكو، هم در رفتن و هم در برگشتن، جز به یاد حق و نشر آثار آن و دعوت به خدا و احیاری فطرت ملحدان ماركسیست سپری نشد. وقت ملاقات با رهبر شوروی ساعت یازده، روز چهاردهم دی ماه بود و مدت آن دو ساعت و پنج دقیقه به طول انجامید. هنگام ورودمان به كاخ كرملین، صدر هیأت رییسه و دو نفر از مسؤولان بلند پایه سیاسی ، كه قبلا حضور یافته بودند، تا چند قدم در همان اتاق به استقبال آمدند و با گرمی آماده شنیدن پیام امام خمینی شدند. هیأت اعزامی مصمم بود، ضمن حفظ احترام متقابل و رعایت كمال ادب،كه از وظایف بینالمللی اسلام به شمار میآید و اختصاصی به گروه خاص ندارد، لسان پیام امام (ره) را با زبان تعلیم و ارشاد ادا كند نه با لسان دیپلماسی و هرگز قول فضل الهی را با هزل مجاز در عرف دیپلمات نیالاید و صلابت دعوت به توحید را در پای تعارف رایج سیاست بازان، به دهن و وهن ذبح نكند، بلكه به عنوان رسول امین، مضمون پیام والا را با آهنگ تدریس القا نماید، نه به صورت قرائت الفاظ و گزارش صورت و بدین منظور قبل از خروج از اقامتگاه ، نمازی خوانده شد و از ذات اقدس خداوند با نیاز تقاضا شد: «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی». 7 با احساس آرامش روح و عدم اعتنا به كاخ كرملین و با ابلاغ پیام در چهره تعلیم و بیین مضامین بلند آن در كسوت تدریس، سروش هاتف غیبی این چنین شنیده شد: «قال قد اوتیت سولك یا موسی» 8و هم اكنون با سقوط قدرتهای سیاسی احزاب كمونیستی در مدت كوتاه و انحلال بسیار از مراكز اقتدار آن صلای سفیران الهی به گوش همگان میرسد : «فاخذناه و جنوده فنبدنا هم فی الیم و هو ملیم» 9. كیفیت ابلاغ پیام به این سبك بود كه تمام كلمات آ» همراه با توضیح ضورری برخی از موارد، به خوبی قرائت میشد، سپس مترجمان ویژه كرملین آن را برای جناب گورباچف و دو نفر دیگر كه حضور داشتند، ترجمه میكرد و اگر مطلبی برای خود ترجمه كننده قابل درك نبود، سؤال میكرد و با تبیین و تفسیر لازم بعد از درك كامل، آن را با ترجمه روسی به رهبر شوروی منتقل میكرد، رد خلا لقرائت پپام و ترجمه آن، كه شصت و پنج دقیقه طول كشید، نكات مهم پیام را شخص گورباچف یادداشت می كرد، چه این كه آن دو نفر دیگر نیز یادداشت مینمودند. نحوه استماع رهبر شوروی در تمام مدت قرائت پیام در كمال ادب دیپلماسی بود، لیكن اصل متن و انشای آن در اوج هدایت به توحید بود، نه در حضیض دیپلمات و سبك ابلاغ آن نیز در حد تدریس بود، نه گزارش صرف. لذا گاهی نشانه «فبهت الذی كفر»10 همراه با انفعال در رخسارش مشهود بود كه میرفت فطرت «مرتكز» را زنده نماید. چون صدور این نامه تاریخ ساز بعد از پذیرش قطعنامه 598، بود و كشور اسلام ایران وارد مرحله بازسازی و ترمیم خرابیهای جنگ تحمیلی هشت ساله شده و از طرف دیگر مصمون نامه كاملا سری بود و جز او احدی از مسؤولان گرانقدر جمهوری اسلامی ایران ، كسی به آن آگاه نبود، لذا رهبران روسیه عموما و صدر هیأت رییسه آن خصوصا، هر گونه احمالی را پیرامون مفاد پیام میدادند، مگر احتمال دعوت به توحید و اسلام ناب محمدی(ص) را. از این جهت، بعد از استماع خطوط اصلی پیام، تمام پیش داوریها و پیشفرضهای رهبران كرملین سراب گونه سر از آب و خواب بر آورد و جواب مناسب با اندام موزون این پیام آسمانی را عاجلا ندادند ، بلكه آجلا هم راجل ماندند. چنان كه حضرت امام (ره) به فرستاده مخصوص میخائیل گورباچف فرمود: «من میخواستم دری از جهان غیب به چهره او باز كنم، نه آن كه درباره مسائل جهان ماده با او سخن گفته باشم». رهبری شوروی بعد از استماع دقیق و درك منظور امام (ره) با تأنی كامل، كه كشف از تدبر در پاسخگویی میكرد، شروع به جواب كرد و مدتی كه برای سخنان جناب گورباچف و دریافت پاسخ نهایی از طرف هیأت اعزامی صرف شد، جمعا در حدود یك ساعت بود. عصاره مطالبی كه ایشان گفتند و مترجمان صحنه ملاقات آن را به فارسی برگرداند، عبارت از این بود: 1ـ از فرستادن نامه امام خمینی تشكر میكنم 2ـ در فرصت مناسب جواب آن را خواهم داد 3ـ مضمون آن را به علمای شوروی اعلام میداریم 4ـ ما قانون آزادی ایمان را در دست تصویب داریم 5ـ من قبلا گفتم با داشتن ایدئولوژیهای مختلف میتوان با حسن همجواری در كنار هم زندگی كرد. 6ـ امام خمینی ما را به دین اسلام دعوت نموده است. آیا ما هم ایشان را به مكتب خودمان دعوت كنیم؟ (در اینجا لبخند زد و دوباره گفت : این یك شوخی است). 7ـ این دعوت یك نحوه دخالت در شؤون كشور دیگر محسوب میشود، زیرا هر كشوری در انتخاب مكتب آزاد و مستقل میباشد. هیأت اعزامی از ایران با دریافت این مطالب، بررسی كرد كه مهمترین بند جواب همان بند اخیر آن است كه نشانه برخورد سیاسی با نامه امام (ره) در آن به چشم میخورد، نه برخورد فرهنگی و تعلیمی محض و با پندار سیاسی بودن، داخل در دخالت در كشور اجنبی خواهد بود، كه با این ترتیب اصل نامه و فرستادن پیام زیر سؤال میرفت. دیگر نوبت به مضمون آن نمیرسید، لذا مسؤول هیأت اعزامی در پاسخ نهایی چنین گفت: از این كه در كمال حصوله قرائت نامه را استماع كردید، تشكر میكنیم و از این كه آمادگی خود را جهت فرستادن جواب اعلام داشتید، تقدیر میشود و از این كه مضمون پیام را به اطلاع علمای كشورتان میرسانید، شایان تشكر است. و از این كه قانون آزادی دین را در دست تصویب دارید ، به امید تسریع آن، تقدیر میشود، چنان كه زندگی مسالمتامیز با داشتن مكتبهای گوناگون در صورت رعایت اصول انسانی، میسور میباشد، اما «دخالت در شئون داخلی كشور دیگر» را باید توضیح داد. شما از عمق خاك وسیع روسیه تا اوج فضای آسمان آن آزادانه فعالیت دارید و هیچ كس حق دخالت در امور داخلی كشور اجنبی را ندارد. لیكن محتوای این پیام ،همانند پیامهای رهبران الهی دیر، نه كاری به زیر زمین و نه برخوردی با روی زمین و نه ارتباطی با آسمان روسیه دارد، بلكه فقط با جان شما مرتبط میباشد. جناب آقای گورباچف آیا شما همانند درخت هستید كه مرگ شما عبارت از پژمرده شدن و فرسوده گشتن تن باشد و بعد از مرگ هیچ خبری از زندگی و آثار نخواهد بود، یا جان شما همانند مرغی است كه در قفس طبیعت تن محبوس است و مرگ شما به منزل گشوده شده در این قفس و پرواز طائر روح به جهان جاوید میباشد؟ البته دومی است، نه اولی و مضمون نامه امام دعوت به توحید و پرهیز از الحاد است كه راجع به جان شماست، نه درباره كشور شما. البته وقتی روح آدمی موحد شد، راه صحیح كشورداری را میشناسد و آن را به خوبی اداره مینماید. پی نوشت ها: 1 - حضرت آیتالله جوادی آملی ، نماینده امام خمینی و سرپرست هیأت اعزامی به شوروی ، این پیام گرانقدر را شرح نموده و مؤسسه نشر آثار امام خمینی در راستای اهداف خویش اصل نامه و شرح آن را در مجموعهای با عنوان «آوای توحید» به چاپ رسانده است. آیتالله جوادی آملی در این مجموعه، قبل از شرح فصول نامه امام (قدس سره) به آقای گورباچف ، مقدمهای در باب اهداف كلی نامه امام و فلسفه نگارش آن و نیز مختصری از ماجرای سفر هیأت ایرانی به مسكو ، نوشتهاند. 2- شعرا، آیه 214 3- حجر ، آیه 94 4- توبه ،آیه 123 5- صف ، آیه 95 6 - بسیار سخت گفتن ، دراز كردن سخن 7 - طه ، آیات 25، 26، 27 ، 28 8 - طه – آیه 36 9 - ذاریات – آیه 40 10 - بقره – آیه 258 منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
|