بانک مقالات
تاريخ تحليلی دفاع مقدس
تاریخ تحلیلی دفاع مقدس
مروری بر کتاب کوتای نوژه
| مروری بر کتاب کوتای نوژه |
|
|
| 1388/08/05 ساعت 10:42:37 | |
|
مروری بر کتاب کوتای نوژه(کودتای شبکه نقاب) مقدمه: پرفسور جرج كلارك در مقدمة خود بر تاريخ كمبريج دربارة تدوين نهايي یک واقعه تاريخی می نویسد: « براي مورخان نسل كنوني مسلم است كه آثار جديد يكي پس از ديگري جايگزين كار آنها خواهد شد. در نظر آنان معرفت گذشته پس از تصفيه توسط يك يا چند مغز بشري به ما رسيده است. بنابراين حاوي ذرات بسيط و جامد تغيير ناپذير نيست... و در تمام قضاوتهاي تاريخي پاي افراد و عقايد در ميان است». اکنون با گذشت 28 سال از وقوع کودتای نافرجام شبکه نقاب (كودتای نوژه)، به نظر ميرسد که فرصت كمنظيري براي ثبت كامل تاريخچه بزرگترين کودتای تاريخ معاصر ايران پدید آمده است، به نحوي که با تعريف كامل و جامعی از آن موفق خواهيم شد اسناد و مداركی را در اختيار مردم و جامعة علمي قرار دهيم كه بيشتر از گذشته گویای لایه های پنهان آن واقعه حادثه ساز باشد. امروزه مورخان بر این باورند که رويدادها و وقایع، زماني به تاريخ مبدل شده و اهمیت می یابندكه در پس و يا پيش از يك تحول تاريخي اتفاق افتاده باشند و این در حالی است که این کودتای بزرگ درست مابین دو تحول بزرگ تاریخ معاصر ایران یعنی آغاز انقلاب دوم ( تسخیر لانه جاسوسی) و بروز جنگ تحمیلی قرار گرفته است و بنابراین می تواند به عنوان حلقه مفقوده این دو تحول تاریخی بزرگ مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. با این توصیف و علیرغم آنکه مفسرین و اندیشمندان تاریخ معاصر معتقدند که ابعاد و سازمان کودتای شبکه نقاب 18 تیرماه سال 1359 بسیار وسیعتر و پیچیده تر از کودتای 28 مرداد سال 1332 می باشد؛ متأسفانه هنوز هم آنطور که شایسته است به تحقیق و تفحص پیرامون این حادثه سرنوشت ساز که مقدمه تحمیل 8 سال جنگ به انقلاب نو پای ایران گردید، پرداخته نشده است. در راستای این مهم و همزمان با سالگرد این واقعه، معرفی و بررسی یکی از مستند ترین آثار منتشر شده پیرامون این حادثه تاریخی توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی وزارت اطلاعات تحت عنوان «کودتای نوژه» که با استقبال فراوان خوانندگان هم اکنون به چاپ پنجم رسیده است، مورد توجه قرار گرفت. معرفی کتاب كودتای نوژه انقلاب اسلامی و توطئه های دهه نخستین(كودتای نوژه) عنوانی است که این کتاب در سال 1367و در چاپ اول بدان معرفی گردید و بعدها و طی چاپ های بعدی با توجه به عدم انتشار سایر کتب مربوط به کودتاهای دهه اول انقلاب توسط ناشر به کودتای نوژه تلخیص و بدین عنوان نامگذاری گردید. در چاپ چهارم این کتاب در سال 1384 نیز مجموعه خاطرات حجت الاسلام ری شهری- رئیس سابق دادگاه های انقلاب اسلامی ارتش - در خصوص این کودتا ،عیناً از کتاب ایشان تحت عنوان«خاطره ها» که در سال 1383 منتشر گردید، أخذ و در انتهای کتاب افزوده گردید. در مجموع کتاب در سه فصل تحت عنوان مقدمه ای بر شناخت توطئه،کودتای نوژه و پیوست ها تنظیم شده است که به طور جداگانه به بیان آنها می پردازیم: فصل اول (مقدمه ای بر شناخت توطئه): این فصل تحت عنوان «مقدمه ای بر شناخت توطئه» انگیزه ها،چهره ها،استراتژی،تاکتیک و ژرفای توطئه استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. الف) چرا توطئه؟ در بخش اول این فصل تحت عنوان «چرا توطئه؟» به بررسی دیدگاه های نظریه پردازانی چون زبیگنو برژینسکی،جیمی کارتر،سایروس ونس،اسحاق رابین و فرانسوا میتران پیرامون ایران و وقوع انقلاب اسلامی می پردازد و چنین نتیجه گیری می نماید که در آن برهه از زمان طرحریزی توطئه از جانب غرب برای در هم شکستن امواج سهمگین انقلاب اسلامی و حفظ پایگاه استراتژیک غرب در جزیره ثبات خاورمیانه در نزد آنان امری اجتناب ناپذیرمی نموده است آنگونه که حتی بلوک شرق و در رأس آن اتحاد جماهیر شوروی نیز در آینده از امواج آن در امان نخواهند بود. در ادامه و تحت عنوان «انقلاب در تمدن» به بیان تفاوت ماهوی انقلاب اسلامی با سایر انقلاب های معاصرمی پردازد و بیان می دارد که انقلاب اسلامی پس از انقلاب فرانسه و روسیه سومین انقلاب در جهان معاصر است که منادی یک رستاخیز جهانی است و آن را فراتر از چارچوب های نظری موجود و متعارف ارزیابی می کند. در پایان این بخش از فصل اول کتاب تحت عنوان «اعتراف»؛ از زبان سیاستمداران و متفکرین شرق و غرب به منحصر فرد بودن این انقلاب اسلامی می پردازد و از آن به عنوان یک الگو ، سرفصل جدید در تاریخ ایده ها، راه سوم ، انفجار اسلامی و ... یاد می گردد. ب) چهره های توطئه در بخش دوم این فصل تحت عنوان «چهره های توطئه» به بیان انواع توطئه یعنی کودتا، تجزیه، ترور و تجاوز پرداخته و ضمن تعریف هرکدام، نمونه های تاریخی آن را در عصر حاضر بیان می دارد. 1-کودتا: ابتدایی ترین و خشن ترین شکل توطئه است که در کوره تجربیات غرب و شرق بارها آزموده شده است و فهرستی طولانی بر صفحه تاریخ از خود بر جای گذاشته است. در این بخش از کتاب نمونه های موفق کودتا چون سرنگونی دولت سوکارنو در کودتای اندونزی، سرنگونی دولت "سالوادور آلنده" در کودتای "پینوشه" در شیلی و کودتای 3 اسفند 1299 "سید ضیاء طباطبایی" با هدایت ژنرال "آیرون ساید" انگلیسی و به قدرت رسیدن رضا خان و تأسیس سلسله پهلوی و نیز کودتای 28 مرداد 1332 سازمان سیا و تجدید حکومت محمد رضا پهلوی به اختصار بیان گردیده است. در ادامه این بخش ضمن بیان سه شرط اصلی پیروزی کودتا نتیجه گیری می شود که در جامعه انقلابی ایران در آن مقطع هیچکدام از عوامل اصلی پیروزی کودتا محقق نبوده است و نگارنده درک صحیح حزب منحله توده با توجه به تجربه کودتای نظامی ناموفق شوروی در افغانستان را علت اصلی عملیاتی نشدن یک کودتای شرقی در ایران می داند و همچنین عدم برآورد صحیح از وضعیت سیاسی- اجتماعی ایران را دلیلی بر عدم موفقیت کودتاهای غربی در ایران می داند و نیز مخالفت اولیه ژنرال هایزر با کودتا در ایران، با توجه به اقامت طولانی وی در ایران و شناخت وی نسبت به مردم را شاهدی بر این مدعا می داند . در ادامه ضمن بیان نقش سازمان سیا در طراحی کودتای نوژه با توجه به اعترافات سران کودتا اذعان می دارد که پس از انجام بررسی های مختلف، سازمان براندازی در خارج از کشور در اسفند ماه 1358به این نتیجه رسید که کودتا را در اولویت نخست نسبت به تجاوز نظامی تمام عیار به جمهوری اسلامی قرار دهد. در پایان این بخش به این نکته اشاره می شود که در فاصله این کودتا با کودتای قطب زاده و شریعتمداری در فروردین 1361 یعنی در مدت 5/1 سال سه کودتای دیگر توسط گروهک هایی به نامهای پارس، نمارا و نیما با شکست مواجه می شود. 2- تجزیه: تجزیه و یا حداقل آشوب های جدایی طلبانه یکی از چهره های اصلی توطئه های استعمار نوین می باشد و در پیشینه تاریخی ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد. در این خصوص به نمونه های چون طرح جدایی خوزستان از ایران توسط اتحادیه عرب خوزستان و خلق عرب ، طرح خودمختاری فارس توسط برخی از رؤسای ایل قشقایی تحت عنوان نهضت جنوب، طرح جدایی بلوچستان توسط حزب دمکرات بلوچستان با همکاری حزب توده و شوروی سابق، طرح استقلال کردستان توسط حزب دمکرات کردستان، حزب کومه له و چریک های فدایی خلق و ده ها گروهک دیگر اشاره شده است. 3- ترور: از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ترور یکی از ابزارهای اصلی حذف چهره های انقلاب اسلامی بود که مکرراً توسط عوامل داخلی و گروهک ها بکار گرفته می شد. در کنار این موج ترورها نوعی از ترور که به ترور کور شهرت دارد نیز مورد توجه شاخه های نظامی و واحد های عملیاتی برخی از گروه های ضد انقلاب نظیر مجاهدین خلق قرار گرفت که در آن عامه مردم انقلابی هدف قرار می گرفتند. از جمله ترورهای اشاره شده در این بخش می توان به ترور شهدایی چون آیت الله مطهری،سرلشکر قرنی،دکتر مفتح، آیت الله بهشتی،رجایی و باهنرو بسیاری از چهره های شاخص نظام اشاره نمود.در ادامه این بخش به همکاری های سازمان منافقین و رژیم بعث در طول جنگ تحمیلی و عملیات مرصاد اشاراتی گردیده است. 4- تجاوز: تجاوز نظامی متداولترین شیوه از نوع برخورد سخت می باشد که قرن ها مرسوم بوده است. با اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و به فرموده حضرت امام(ره) ،آغاز انقلاب دوم،استراتژیست های امریکایی را بر آن داشت تا ضمن تهدید و جنگ روانی بر علیه جمهوری اسلامی به برخورد از نوع سخت و عملیات نظامی بیاندیشد. این تصمیم پس از تصویب در جلسه مشاوران جیمی کارتر و پس از انتشار نامه محرمانه کارتر به حضرت امام(ره) مبنی بر برقراری روابط با ایران و ایجاد فضاحت سیاسی در دولت کارتر ، جهت اجرا به برژینسکی واگذار گردید. در این بخش از کتاب و به اعتراف برژینسکی آمده است که تجاوز نظامی به ایران در قالب عملیات نجات (تجاوز طبس) خفیف ترین شکل عملیات نظامی بود که می توانست در دستور کار قرار گیرد و طرح هایی چون محاصره دریایی ایران و تصرف جزیره خارک و حملات هوایی نیز در صورت لزوم پیش بینی گردیده بود. پس از شکست عملیات نجات در طبس و بمباران مشکوک تجهیزات به جای مانده به دستور بنی صدر طرح کودتای نوژه در دستور کار سازمان سیا قرار گرفت که به دنبال شکست و نافرجامی کودتا طرح تجاوز نظامی به خاک ایران در قالب یک جنگ نیابتی از طرف رژیم بعث در دستور کار قرار گرفت و سپس ملاقات های جداگانه ای بین صدام و بختیار و نیز صدام و برژینسکی در بغداد صورت پذیرفت تا در صورت اشغال خوزستان، بختیار تحت عنوان ایران آزاد در این استان اعلام خودمختاری نموده و در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی تشکیل حکومت دهد. که این آرزو با پیروزی های ایران در جبهه های جنگ به یأس مبدل گردید و تئوری های توطئه بر ضد نظام جمهوری اسلامی ناکارآمدی خود را به اثبات رساند. ج) ژرفای توطئه پس از آنکه چهره های توطئه نظیر کودتا،تجزیه ،ترور و تجاوز نظامی ناکارآمدی خود را در برخورد با جمهوری اسلامی به اثبات رساندند ،استراتژی جدیدی از سوی مراکز تحقیقات استراتژیک ایالات متحده نظیر «بنیاد هریتیج» برای برخورد با جمهوری اسلامی تدوین گردید که بعد ها به «استراتژی شولتز» وزیر امور خارجه و ضد اسلامی ترین چهره دولت ریگان معروف گردید. نویسنده این کتاب معتقد است که این استراتژی بر اساس نظریه «فشار- دیپلماسی» هنری کیسینجر -که از آن به استراتژی «چماق و شیرینی» نیز یاد می شود- و همچنین بر مبنای نظریه «جنگ محدود» ریچارد نیکسون تدوین گردیده است. بر اساس این استراتژی، در شرایطی که براندازی محتمل نباشد، امریکا باید برای تحقق اهداف خود در هر مرحله پس از وارد آوردن فشار متناسب بر دشمن، زمینه را برای دیپلماسی فراهم آورد. سپس با جمع بندی و ارزیابی نتایج مرحله قبل، در مرحله جدید فشار بیشتری را وارد می سازد و مجدداً دیپلماسی را آغاز می کند. بنابر این فشارهای وارده و حرکت های دیپلماتیک متناسب با ارزیابی از تأثیرات مرحله قبل خواهد بود.بدیهی است ابزارهایی چون تحریم اقتصادی و نظامی،تحریک ضد انقلاب مسلح،تهدید نظامی و ...در خدمت هرگونه فشار وارده خواهند بود. در ادامه این بخش به این نکته اشاره شده است که این استراتژی تاکنون بسیاری از کشور های جهان سوم را مهار نموده است. نگارنده معتقد است که ارسال هدیه های سمبولیک«اسلحه کمری»و «کیک به شکل کلید» توسط ایالات متحده و بواسطه مک فارلین در سال 1365نمودی از نظریه «چماق و شیرینی» ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی است. در ادامه نیز کلیات ماجرای مک فارلین از زبان آیت الله هاشمی رفسنجانی بیان گردیده است. و در ادامه این بخش چنین نتیجه گرفته شده است که شکست نظریه مزبور و رسوایی ماجرای مک فارلین غرب را به استراتژی «فشار مطلق» سوق داد که از مصادیق آن به حضور نظامی امریکا و متحدین غربی در خلیج فارس، جنگ نفت کشها، دور جدید ترورهای کور منافقین، جنگ شهرها و موشک باران، هدف قرار دادن سکوهای نفتی ایران،کشتار حجاج بیت الله الحرام و هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران اشاره شده است. در پایان این فصل از کتاب به بیان ژرفای این توطئه در بعد فرهنگی و اجتماعی و تروریسم اقتصادی پرداخته است و مصادیق بارز آن را در ایجاد هلال طلایی مواد مخدر در حاشیه مرزی ایران ، اشاعه فساد و ابتذال در میان جوانان و جهت دهی فساد اقتصادی توسط سازمان سیا در ایران می داند. فصل دوم (کودتای نوژه): این فصل از کتاب که به بیان تکمیلی کودتای نوژه در چهار بخش پرداخته است که اکنون به معرفی آنها پرداخته می شود. الف)تدارک کودتا این بخش از فصل دوم کتاب به مقدمات شکل گیری کودتا در قالب هماهنگی با غرب و تصویب کودتا، شکل گیری مثلث کودتا و اقدامات جنبی برای تکمیل کودتا اشاره دارد . 1- هماهنگی با غرب و تصویب کودتا برژینسكی ، مشاور امنیت ملی كارتر كه بیش از تمامی همكاران رئیس جمهور آمریكا به استفاده از روشهای تند و خشن علیه انقلاب ایران علاقه مند بود ، در بحبوحه انقلاب و در حالیكه سولیوان( سفیر آمریكا در ایران ) در تلاش برای نجات پرسنل نظامی این كشور در تهران از محاصره بود ، با وی تماس گرفته و خواستار اظهارنظر سولیوان در این مورد شد . سولیوان سرانجام به دنبال اصرار مقامات واشنگتن نظر خود را این چنین اعلام می كنند : " در شرایط فعلی شانس موفقیت یك كودتای نظامی فقط پنج درصد است ." اما برژینسكی خیال كودتا را كنار نمی گذارد و اندكی پس از پیروزی انقلاب با ژنرال هایزر كه تا چند روز قبل از پیروزی انقلاب ، برای ساماندهی ارتش شاهنشاهی در تهران به سر می برد ، تماس می گیرد و از او سؤال می كند كه آیا مایل است برای انجام دادن یك كودتای نظامی به تهران برگردد كه هایزر نیز چنین پاسخ می دهد : " وضعیت فعلی ایران را با توجه به اینكه افراد ارشد در زندان هستند ، بسیار وخیم می دانم و به این جهت، اجرا كردن برنامه كودتا فعلا میسر نیست ، اما برژینسكی علاقه شدیدی به كودتا نشان می داد ... گفتم تحت شرایطی می توانم این را انجام دهم كه به مقدار نامحدودی پول نیاز خواهد بود . باید در حدود 10 تا 12 ژنرال آمریكا را با خودم ببرم و به ده هزار نفر از بهترین سربازان آمریكایی نیاز دارم . حمایت همه جانبه و متحد كشور نیز لازم است. " این اظهار نظر موجب می شود تا برژینسكی و همفكرانش در آن مقطع فكر كودتا را از سر به در كنند ، اما به دنبال واقعه گروگانگیری و شكست عملیات نجات در طبس و تحقیر شدید آمریكا در جهان ، این فكر بار دیگر در ذهن سرمداران كاخ سفید شکل گرفت. پس از شكست حمله نظامی به طبس ، دو راهكار برای جبران این مسأله از سوی مقامات كاخ سفید در نظر گرفته شد كه عبارت بودند از : الف ) انجام یك كودتای نظامی با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با همكاری فرماندهان سابق ارتش رژیم شاهنشاهی ، نیروهای ساواك ، گروه های ضد انقلاب ، متحدین آمریكا در منطقه و از طریق دریافت كمكهای مالی ، نظامی و فنی آمریكا . ب ) تحریك یك كشور ثالث به طرح ریزی حمله نظامی و تجاوز گسترده به خاك جمهوری اسلامی ایران . مؤیداتی برای اثبات این نظریه وجود دارد .از جمله برژینسكی (مشاور امنیت ملی كارتر ) به بحث های خود با كارتر رئیس جمهور وقت آمریكا و دیگر اعضای كابینه وی درباره لزوم انجام دادن یك عملیات تلافی جویانه در صورت شكست توطئه طبس اشاره كرده است و می گوید : " براون ( وزیر دفاع آمریكا ) و ترنر ( رئیس سازمان سیا ) با عملیات تلافی جویانه در صورت شكست مأموریت نجات موافق بودند ... در هر حال ، در پایان این گفت و گوها به ما اجازه داده شد طرح هایی را برای عملیات تلافی جویانه در نظر بگیریم ، ولی تصمیم اجرای این نقشه ها به بعد موكول شد " همچنین اعترافات برخی سران دستگیر شده كودتای نوژه نیز نشان دهنده آن است كه بحث تقدم و تأخر این دو توطئه در میان طراحان و استراتژیست های آمریكایی مطرح بوده و سرانجام قرار شد طرح كودتا كه كم هزینه تر، مؤثرتر و سریعتر می باشد، اجرا شود و در صورت شكست آن، راه حل طولانی تر و پرهزینه تر تحمیل جنگ مورد استفاده قرار گیرد . بعنوان مثال، در اعترافات یكی از این افراد می خوانیم : " پس از سفر بنی عامری (از سران كودتا) به پاریس ، طرح حمله عراق به ایران در تقدم دوم قرار گرفت و انجام كودتای نظامی بعنوان اولویت اول ، در صدر برنامه های آمریكا ، قرار داده شد . " در همین زمینه سفیران آمریكا و انگلیس در فرانسه با بختیار ملاقات و چگونگی اجرای كودتا ، تاریخ وقوع و تقدم آن نسبت به طرحهای دیگر را مشخص می كنند . این مسایل پس از مسافرت سرهنگ بازنشسته ژاندارمری "احسان بنی عامری" ، به پاریس در تاریخ 15 اسفند 1358 مشخص گردید و بدین ترتیب ، نطفه جدیدترین طرح براندازی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی منعقد گردید. در این قسمت از کتاب، یکی از سران کودتا در دادگاه انقلاب، نقش سازمان سیا و ارتجاع عرب و جریانهای سیاسی راست مرتبط با کودتا را چنین توضیح می دهد: "۲ الی ۳ ماه بعد از پیروزی انقلاب اولین تماس بین مامورین سیا و یکی از دوستان بنی عامری در اروپا برقرار شد و آنها بنی عامری را در خط بختیار (وزیرمخلوع شاه) قرار دادند. تمام هماهنگی های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام مي گرفت. هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان و عراق نيز توسط نماینده سیا که در دفتر بختیار در پاریس است انجام می گرفته." طبق اظهارات بنی عامری در این کتاب تأمین هزینه های مادی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم نظیر چک ده میلیون دلاری عربستان سعودی و همچنين شناسایی افراد مخالف در کشور یا درخارج از کشور و معرفی آنها به بختیار و تقویت امکانات آنها و در اختیار گذاردن امکانات لازم براي آنها، توسط امریکا صورت مي گرفته است. 2- شکل گیری مثلث کودتا بلافاصله پس از تصویب کودتا، ستاد بختیار در پاریس با همکاری سرویسهای جاسوسی غرب به سازماندهی اجزای كودتا پرداخته و به شناسایی و جذب گروه ها و دسته ها و چهره هایی مبادرت می كند كه به طور فردی یا جمعی، در ارتباط با هم، یا پراكنده علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت می كردند . ستاد كودتا با كمك حامیان خارجی خود، توانست دست به ایجاد مثلث کودتا در قالب سه كمیته مجزا به نام های كمیته نظامی، كمیته سیاسی وكمیته مالی و پشتیبانی بزند . به این ترتیب ، احسان بنی عامری در مقام رئیس شاخه عمل و شاخه نظامی كودتا از پاریس به تهران بازگشت و مشغول جذب افراد اطلاعاتی و نظامی از اداره دوم ارتش ، مأمورین سابق ساواك و وابستگان رژیم طاغوت در نیروهای هوایی، زمینی و دریایی و حتی برخی از عشایر گردید . شاخه سیاسی ستاد تحت نظارت رضا مرزبان و ابوالقاسم خادم با هدف جذب كاظم شریعتمداری یكی از مراجع وقت، روحانی نماها و برخی از مذهبیون طرفدار وی فعالیت می كرد. شاخه مالی و پشتیبانی ستاد نيز با مسئولیت منوچهر قربانی فر و با هدف تأمین مخارج مالی كودتا، تهیه و ارسال كمك های تسلیحاتی و تداركاتی از طریق عراق و قاچاقچیان به عوامل كودتا در داخل كشور انجام وظیفه می كردند. 3-اقدامات جنبی برای تکمیلی کودتا: تلاشهای شاخه سیاسی کودتا در مقطع کودتا برای جلب نظر و همکاری سایر گروههای سیاسی و نظامی ضد انقلاب نظیر حزب توده ، مجاهدین خلق ، حزب دمکرات کردستان و کوموله و نیز راه اندازی جنگ روانی بر علیه انقلاب اسلامی از طریق ایجاد سه ایستگاه رادیویی از جمله مواردی است که در این بخش بدان اشاره گردیده است. ب)برنامه و سازمان کودتا ساختار سازمانی کودتا در ایران و پاریس پایه ریزی و نیروهای مخالف داخلی و خارجی نیز جریانهای سیاسی مخالف در داخل و خارج کشور را شناسایی نموده و یک هسته اطلاعاتی وسیع به منظور جان دادن به بدنه کودتا را پی ریزی كرده بودند. در دیماه 1358 یكی از هواداران شاپور بختیار، به نام مهندس قادسی، نمودار سازمانی اولیه ای را تهیه كرد و نام آن را نقاب گذاشت، نام نقاب جمع حروف اول «نجات قیام انقلاب بزرگ» بود و سازمان آن دارای شورایی شامل مسئول تهران، مسئول امور شهرستانها، مسئول امور وزارتخانهها، مسئول امور دانشگاهها، انتشارات و تبلیغات، مسئول امور ایلات و مسئول امور چریكی بود. نگارنده در این بخش از کتاب ساختار تجدید نظر شده کودتا را در قالب شورایی به نام «رئیس» که سه نفر از سران کودتا ریاست سیاسی آن را برعهده داشتند و نیز پنج شاخه زیر مجموعه آن با نام های بافت، نگر، نشر، اطلاعات و عمل معرفی می نماید. در این ساختار شاخه عمل که رکن اصلی سازمان بود به عنوان یک شاخه مادر، در برگیرنده شاخه های هوایی، لشکر 1، لشکر 2 ،لشکر92 ، نیروی دریایی و تیپ هوابرد نوهد بود. بعدها در سفر بنی عامری به پاریس در اسفندماه 1358 این ساختار دگرگون گردید و ساختاری پویاتر و مرکب از سه شاخه سیاسی، نظامی و پشتیبانی تشکیل گردید. ج)طرح عملیاتی کودتا 1- پایگاه نوژه مبدأ ومحور عملیات : انتخاب پایگاه هوايي شهيد نوژه همدان بعنوان مبدأ و محور عملیات، علیرغم مرکزیت و حساسیت تهران از آن جهت بود که کودتاگران بیم آن داشتند كه در روز عملیات پس از نخستین پروازها مردم به پایگاه هوایی مهر آباد هجوم برند و امکان ادامه عملیات را از بین برده و کودتا با شکست مواجه شود. لذا پایگاه نوژه بدین منظور انتخاب شد که هم دارای هواپیماهای کافی بود و هم به تهران نزدیک بود و هم خارج از شهر قرار داشت و علاوه بر اینها عناصر مستعد و قابل جذبي نيز برای کودتاگران داشت و برخی از سران کودتا نظیر تیمسار محققی، تیمسار سعید مهدیون، سروان حمید نعمتی، سروان ایرج ایران نژاد و ... نیز در گذشته در آن پایگاه مشغول به خدمت بوده اند و از این جهت با این پایگاه و شاغلین در آن آشنایی لازم را داشتند. لذا بنا بر دلایل فوق پایگاه هوایی شهید نوژه در 60 كیلومتری شهر همدان و در كنار شهر كبودرآهنگ برای شروع كودتا انتخاب شد. البته این پایگاه قبل از انقلاب به نام «پایگاه شاهرخی» خوانده میشد و بعد از انقلاب مدت كوتاهی به «پایگاه حر» تغییر نام داد و به دنبال شهادت سرهنگ دوم خلبان محمد نوژه از خلبانان فداكار این پایگاه در تاریخ 25/5/58 ، كه در پاسخگویی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) برای كمك رسانی به شهید چمران و جلوگیری از سقوط پاوه اعزام گردیده بود، نام این پایگاه به پایگاه هوایی شهید نوژه تغییر نمود. 2- طرح اشغال پایگاه نوژه بر اساس اسناد این کتاب، برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان كلید عملیات كودتا، قرار بود 12 تیم مركب از 100 نفر از كلاه سبزهای تیپ نوهد ،300 تا 400 نفر از فریب خوردگان ایل بختیاری و 12 نفر راهنما از داخل پایگاه به فرماندهی سرگرد كوروش آذرتاش (فرمانده تیپ 23 نوهد پیش از انقلاب) جهت تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند. د)آغاز عملیات طبق نقشه پس از تسخیر پایگاه نوژه تیمسار محققی برای رهبری عملیات هوایی در اتاق فرماندهی مستقر میشد و پیرو هماهنگی های قبلی صورت گرفته بین بغداد و ستاد پاریس، در روز 18 تیرماه 1359مناطقی از نوار مرزی ایران مورد تهاجم هوایی و زمینی عراق قرار می گرفت و متعاقب آن آژیر قرمز در این پایگاه به صدا در آمده و همزمان اولین اسكادران هوایی شامل16 فروند هواپیماهای مسلح که ظاهراً برای تلافی حملات عراق ، اما در عمل برای هدف قرار دادن اهدافی چون بیت حضرت امام (ره) در جماران ، نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد مرکزی کمیته های انقلاب و کمیته منطقه 4 و 9 ،کاخ سعد آباد و پادگان هایی چون لویزان، ولیعصر(عج)، امام حسین (ع)، خلیج(شهید بهشتی) و همچنین فرودگاه مهرآباد و صدا و سیما ، توسط سروان حمید نعمتی، سروان محمد ملك، سروان كیومرث آبتین و سروان فرخزاد جهانگیری كه هر كدام فرمانده یك تیم بودند به پرواز در آمده و ضمن هدف قرار دادن اهداف تعیین شده ،در جهت ایجاد رعب و وحشت عمومی و اعلام حکومت نظامی ،اقدام به شکستن دیوار صوتی بر فراز تهران می نمودند. از آنجا که بمباران بیت امام (ره) مرکز ثقل کودتا را تشکیل می داد ، سه فروند هواپیما با ماهر ترین خلبانان که در مجموع مجهز به 4 بمب 750 پوندی ،4 بمب خوشه ای (هرکدام شامل 650 بمب تأخیری) و دو عدد موشک ماوریک بودند برای ترور رهبر انقلاب در نظر گرفته شده بود. این در حالی بود که پس از تحقق اهداف فوق، واحدهای زمینی و زرهی کودتا می بایست به اشغال صدا و سیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد مشترک ارتش و ستاد نیروی دریایی و پادگانهای حر، قصر، جمشیدیه و زندان اوین اقدام نمایند و در سایر استانها نیز اقداماتی مشابه آنچه که در تهران اتفاق می افتاد برنامه ریزی شده بود. ه)پس از کودتا در این بخش از کتاب آمده است که در صورت پیروزی کودتا و با اعلام سه روز حکومت نظامی و با ترفند ارعاب و فریب مردم از طریق تأیید کودتا بوسیله روحانیون همراه با کودتا و باج دهی به مدافعین انقلاب؛ در نهایت با دستگیری حدود 70 تن از شخصیتهای برجسته مذهبی و سیاسی انقلاب ، قدرت بوسیله نظامیان مهار می گردید. كودتاگران در همین راستا مکان هایی را نیز برای انتقال و استقرار كاظم شریعتمداری به تهران اجاره كرده بودند تا به عنوان یك رهبر مذهبی، كودتا را تأیید نماید. در این صورت یك دولت صد درصد نظامی روی كار می آمد و بختیار زمام امور كشور را به مدت دو سال در دست می گرفت . البته ناگفته نماند که یك شخصیت مشهور و مردمی نظیر بنی صدر نیز به عنوان رئیس جمهور این کودتا می توانست مسئولیت را بر عهده بگیرد و شاید برنامه ریزی سران کودتا برای در امان ماندن بنی صدر با این امر بی ارتباط نبود. در این بخش از کتاب آخرین مذاکرات و هماهنگی های بین سران و اعضای کودتا از زبان دستگیر شدگان بیان می گردد و ارتباط با بیت شریعتمداری و جزئیاتی از تجمع خلبانان کودتا در پارک لاله تهران جهت اعزام به همدان از زبان خلبانان آشکار می گردد. د)شکست کودتا در ابتدای این قسمت به برخی از اقدامات افراد نفوذی کودتا در رده های مختلف نظام در راستای جلوگیری از افشای کودتا اشاراتی شده است که از آن جمله می توان به دستگیری "خادم" از سران اصلی کودتا در اردیبهشت ماه همان سال اشاره نمود، که متأسفانه با بازجویی او توسط یکی از افراد نفوذی کودتا در رکن دوم (اطلاعات) ارتش؛ خطری متوجه کودتا نگردید. در ادامه نیز به سهل انگاری بنی صدر در پیگیری اخبار رسیده در خصوص احتمال وقوع توطئه اشاراتی شده است. 1-افشای کودتا: اسناد گویای آن است که کلیه برنامه ها تا قبل از کودتا طبق برنامه پیش رفته بود تا آنکه درست سه روز قبل از موعد كودتا یكی از خلبانان كه برای همكاری انتخاب شده بود، در تهران با سروان حمید نعمتی ملاقات میكند، حمید نعمتی به او میگوید مأموریت تو بمباران بیت امام (ره) است و ما میتوانیم تا 5 میلیون نفر را بكشیم . گویا خلبان یاد شده در مقابل نوع مأموریت و کثرت كشتار مردم غافلگیر و مردد می شود، اما به دلیل ترس از سران كودتا نمیدانست چه باید كند. وی آن شب موضوع كودتا را با مادرش در میان میگذارد و مادر وی كه به شدت ناراحت شده بود در پاسخ می گوید: " تو نه تنها نباید این كار را بكنی، بلكه باید به انقلابیون خبر دهی و جلوی این كار را بگیری كه اگر غیر از این باشد شیرم حلالت نیست. " این سخن موجب شد تا در نخستین دقایق بامداد چهارشنبه خلبان یاد شده تصمیم خود را بگیرد و با پذیرش احتمال كشته شدن توسط سران كودتا، ماجرای كودتا را افشا كند. او پس از پرس و جوهای مختلف، حدود اذان صبح خود را به منزل حضرت آیتالله خامنهای میرساند و ماجرا را بازگو می کند. مقام معظم رهبری این واقعه را چنین تعریف میكنند: " حدود اذان صبح دیدم كه در منزل ما را به شدت میزنند، من رفتم دیدم میگویند یك ارتشی آمده و با شما كار واجبی دارد، دیدم یك نفر تكیه داده به دیوار، با حال كسل و آشفته و خسته سرش را فرو برده، گفتم شما با من كار دارید، بلند شد و گفت: بله گفتم: چكار دارید؟ گفت: كار واجبی دارم و فقط به خودتان می گویم... من به حرفش حساس شدم ... احتمال این بود كه سوءنیتی داشته باشد اما دیدم نمیشود به حرفش گوش نداد ... یك جایی گوشه حیاط نشستیم ... آثار بیخوابی و خیابانگردی و خستگی و هیجان در او پیدا بود. خلاصه آنچه گفت این بود كه در پایگاه همدان اجتماعی تشكیل شده و تصمیمی بر كودتایی گرفته و پولهایی به افراد زیادی دادهاند، به خود من هم پول دادهاند ... قرار است جماران و چند جای دیگر را بمباران كنیم پرسیدم: كی قرار است این كودتا انجام شود؟ گفت: امشب. من دیدم مسئله خیلی جدی است و باید آن را پیگیری كنم، در این بین این احتمال را میدادم كه یك سیاست باشد و بخواهند ما را سرگرم كنند، اما در عین حال اصل قضیه آنقدر مهم بود كه با وجود این احتمالات، لازم بود آن را پیگیری كنیم." چند ساعت پس از افشای كودتا به وسیله خلبان یاد شده، یكی از درجه داران تیپ 23 نوهد نیز به كمیته مستقر در اداره دوم ستاد مشترك مراجعه میكند و پس از افشای كودتا و اعتراف به اینكه قرار است به همراه عدهای دیگر در براندازی جمهوری اسلامی شركت كند، یك پاكت حاوی بخشی از طرح عملیات كودتا را در اختیار كمیته فوق قرار میدهد و به این ترتیب به فاصله چند ساعت اقدام به ضد كودتا میشود و انقلاب در برابر خطری كه در چند قدمیاش كمین كرده بود آگاه میشود. 2-ضد کودتا در زمان ضد کودتا ستادی مركب از واحدهای اطلاعات سپاه همدان، گروه مهندسی سپاه همدان، انجمن اسلامی نیروی هوایی، تعدادی از پرسنل مؤمن نیروی زمینی و تیپ نوهد به نام «ستاد خنثی سازی كودتا» تشكیل شد و عملیات مقابله با كودتای قریب الوقوع، به سرعت در دو محور پارك لاله و پایگاه شهید نوژه طرحریزی شد. چرا که پارك لاله محل تجمع 40 نفر از خلبانانی بود كه می بایست با اتوبوس به پایگاه هوایی نوژه رفته و به دیگر خلبانان كودتا بپیوندند. بنا بر نظر نویسنده عمده نیروهای به كار گرفته شده برای خنثی سازی كودتا، در پایگاه شهید نوژه متمركز شد و عملیات مربوط به پایگاه نوژه در دو قسمت داخل و خارج پایگاه به اجرا گذاشته شد. و نهایتاً این حادثه در حالی که هنوز به مرحله انجام نرسیده بود، در نطفه با شكست مواجه شد. هرچند که سران شاخه نظامی ،سیاسی و پشتیبانی کودتا یعنی بنی عامری،قادسی و قربانی فر با حمایت ضد انقلاب به خارج از کشور گریختند. دو ماه بعد، سازمان نقاب طی اطلاعیه ای مسئولیت اقدام به کودتا را پذیرفت. ه)امام(ره) و کودتا امام خمینی(ره)که علیرغم لو رفتن کودتا حاضر به ترک جماران نشدند در سخنانی پر شور و انقلابی پس از خنثی سازی کودتا در تاریخ 20/4/1359،در اشاره به همراهی چند روحانی ناآگاه در کودتا می فرمایند: "توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند مردم آن را خفه می کردند... ما از این امور نمی ترسیم. ما از قشرهای خودمان می ترسیم. شما صنف روحانیت، همه« آیت هم الله تعالی»، اگر چنانچه کارهایی خدایی نخواسته انجام دهید که از چشم ملت بیافتید ولو در دراز مدت، آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می زنند و ملت هم بی هادی کاری نمی تواند انجام بدهد و آنها ...برای چندین سال دیگر هم که باشد کارشان را آنوقت میتوانند انجام بدهند. من خوفم از این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد...یکی از نقشه های مهم این است که... روحانیت را از ملت جدا کنند...ترس از فانتوم ها نداشته باشید.ترس از آمریکا و شوروی نداشته باشید.آنروز باید ترس داشته باشید که شما پشت کنید به اسلام،پشت کنید به مساجد . " فصل سوم (پیوست ها): در فصل پایانی کتاب مجموعه خاطرات ، اسناد و گزارشهای مطبوعاتی حجت الاسلام ری شهری در خصوص این کودتا، عیناً در انتهای کتاب اضافه گردیده است که بیان بخشی از آن خالی از لطف نمی باشد.به عنوان نمونه به کشف کودتا از زبان ایشان اشاره می کنیم: "در جریان کودتای نوژه، شرق و غرب با هم متحد بودند. البته کودتا، آمریکایی بود، طراحی آن در آمریکا و با همکاری سازمان سیا بود ولی آن طور که کودتاگران اعتراف کردند و این قابل تأمل است میگفتند: آمریکاییها، روسها را هم در جریان گذاشته بودند. این ادعای آنها بود. قبل از کشف کودتا، یک روز نزدیک غروب آفتاب، من در دفترم نشسته بودم که آقای سعید حجاریان به دفترم آمد. ایشان آن زمان با اطلاعات کمیته اداره دوم همکاری میکرد. آقای حجاریان آن روز با حالتی هیجانزده پیش من آمد و گفت: با شما یک کار خصوصی دارم و در مورد کودتاچیان مطالبی گفت. آن زمان هیچیک از افراد مؤثر قوۀ قضائیه از کودتا خبر نداشتند. آقای قدوسی هم دادستان دادگاه انقلاب بود، ولی ظاهراً از موضوع خبر نداشت،که اگر خبر داشت قطعاً به من میگفت. من آن موقع فوراً همسرم را منزل پدرم فرستادم که کسی درمنزل نباشد و متمرکز شدم روی برخورد با آن قضایا. گروههای مختلفی را هم در قصر فیروزه از نیروهای نظامی آنجا تشکیل دادیم و اولین گروه کودتاچیان را همان شب دستگیر کردیم و کار ادامه پید کرد تا ضربهزدن به همۀ افرادی که در ایران با کودتاچیان بودند. البته سران کودتا و ردههای اداره کنندۀ آن، از جمله سرهنگ بنیعامری همه به خارج فرار کرده بودند. به هرحال، بقیه کودتاچیان در دادگاه انقلاب ارتش محاکمه شدند." لازم به ذکر است که در پایان کتاب نیز اسناد و تصاویر ارزشمندی از سران کودتا و متن بازجویی ها ارائه گردیده است که در نوع خود بسیار ارزشمند است. محاسن و معایب کتاب کودتای نوژه: الف)معایب: 1. از آنجائیکه تواتر در بکارگیری عبارت کودتای نوژه در میان عموم دلیل اصلی نامگذاری کتاب است اما باید در نظر داشت که اولاً این عبارت با توجه به محدود کردن عنوان کودتا در یک جغرافیای خاص، فرا منطقه ای بودن آن را به ذهن متبادر نمی کند. ثانیاً این نام منجر بدان شده است که افراد کم اطلاع، شهید بزرگوار محمد نوژه را در این کودتا دخیل بدانند.لذا بکارگیری عبارت کودتای ستاد پاریس و یا شبکه نقاب عبارتی کامل تری به نظر می رسد. 2. با توجه به چندین مرحله تجدید چاپ کتاب پ، متأسفانه هنوز برخی اغلاط تایپی و نگارشی حتی در متن بیانات حضرت امام(ره) که اهمیت فراوان تاریخی دارد هنوز در چاپ اخیرکتاب به چشم می خورد . نمونه دیگری از آن، ذکر اشتباه تاریخ شروع طرحریزی کودتا در مقدمه چاپ چهارم کتاب است. 3. به نظر می رسد که با توجه به فاصله گرفتن از آن واقعه تاریخی اکنون اسناد و ابعاد بیشتری از آن واقعه قابل انتشار می باشد که جای آن دارد در تجدید نظر های بعدی مورد لحاظ قرار گیرد البته این امر در مقدمه چاپ اول مورد تأکید ناشر قرار گرفته است. 4. هرچند که افزودن بخش مربوط به خاطرات آقای ری شهری بر قوت کتاب حاضر و غنای علمی کتاب افزوده است. اما عدم ویرایش مجدد محتوای کتاب با توجه به داده های افزوده شده توسط ایشان در برخی موارد منجر به تکرار مکررات و حتی بروز برخی تضاد های تاریخی گردیده است. 5. تیترهای انتخاب شده در بخشهایی از کتاب و نیز عدم بخش بندی صحیح کتاب از موارد دیگری است که در این کتاب به چشم می خورد. به عنوان مثال انتخاب واژه نامتعارف انقلاب در تمدن در بخش اول کتاب و عدم تطابق آن با محتوای مربوطه، این موضوع را به خوبی نمایان می سازد. 6. با توجه به حجم گسترده مطالب مربوط به کودتای نوژه، ناشر محترم می توانست کتاب مجزایی را تحت عنوان توطئه در دهه نخستین به طبع برساندو از طرفی محتوای مربوط به بخش مقدمه ای بر شناخت توطئه، عمدتاً براساس کتاب "توطئه در ایران" قوام یافته است که بهتر می بود نگارنده از منابع بیشتر و متنوع تری در این خصوص استفاده نماید. 7. فرآیند تغییر و تحولات در سازمان کودتا به خوبی تشریح نگردیده و مخاطب را در خصوص ساختار نهایی آن با مشکل مواجه می سازد. 8. در تصاویر برخی از اسناد اعترافات موجود در پیوست های کتاب، مطالبی به چشم می خورد که در متن اعترافات و خصوصاً در فصل دوم به آنها اشاره نشده است. 9. در کتاب حاضر در خصوص تعداد دقیق کودتاچیان اعدامی آمار دقیقی ارائه نشده و این در حالی است که توسط ضد انقلاب، آمار بسیار متفاوت و اغراق آمیزی در این خصوص ارائه می گردد که جا دارد در چاپ های آینده بدان ها نیز اشاره گردد. 10. در بخش مربوط به کودتا های دهه اول انقلاب، به وقوع چهار کودتای نافرجام تا سال 1361 پرداخته نشده است . 11. عملیات مرصاد یا به عبارتی فروغ جاودان در سرفصل مربوط به ترور مورد بررسی قرار گرفته است، در صورتیکه این عملیات از مصادیق بارز تجاوز نظامی است و می بایست در مبحث مربوط به تجاوز بیان می گردید. ب)محاسن: 1. دست اول بودن مستندات کتاب حاضر و موشکافانه نگریستن به حوادث مربوط به کودتای نوژه و بیان فرضیات احتمالی را می توان از نقاط قوت کتاب حاضر برشمرد. آنگونه که کتاب حاضر را به نوعی مرجع و منبع تمامی موافقین و مخالفین باید دانست. 2. بیان مدلهای توطئه و سوابق تاریخی آن چه در داخل و چه در خارج از کشور و بیان نقش استکبار جهانی در این خصوص، در آماده سازی اذهان و فهم ابعاد گسترده کودتای نوژه کمک شایانی نموده است. 3. معرفی چهره های کودتا و بیان مختصری از بیوگرافی و پیشینه این افراد به صورت پی نوشت بسیار مفید و خواندنی می باشد. 4. طرح ناگفته های تاریخ انقلاب نظیر واقعه طبس، تسخیر لانه جاسوسی و اسناد آن و نیز اقدامات پشت پرده گروهک ها و ماجرای مک فارلین و ... در جلب مخاطبین بسیار موثر است که شاید تجدید چاپ های مکرر کتاب حاضر و نایاب شدن آن شاهدی بر این مدعا باشد. جمع بندی با در نظر گرفتن موارد فوق باید اذعان داشت که کتاب حاضر تنها منبع مستند و مستدل منتشر شده در این خصوص است و از این جهت نسبت به سایر کتب منتشر شده در خصوص این واقعه رجحان دارد و در پایان وهمان طور که در ابتدای این مقاله نیز عنوان شد به نظر ميرسد که اکنون فرصت كمنظيري براي ثبت كامل تاريخچه بزرگترين کودتای تاريخ معاصر ايران پدید آمده است و جای آن دارد که نویسندگان و محققین بار دیگر این پرونده را مورد کالبد شکافی قرار دهند. هرچند که اقدام به كودتا از سوی ایالات متحده چیز تازه ای نیست و تاریخ ایران بیش از این هم در 28 مرداد ماه 1332 ، این واقعه را تجربه كرده است ولیكن از آنجائیکه این حادثه، یکبار دیگر دشمنی و دخالت ایالات متحده در امور داخلی ایران را به اثبات می رساند، لذا بازخوانی آن خصوصاً برای نسل کنونی، بسیار مفید و سودمند خواهد بود. نویسنده: پژمان پورجباری منبع: فصلنامه مطالعات تاريخي -شماره 23 – زمستان 1387، مٶسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
|