خـبــر
اخبار داخلی راویان
جوانان حزب الله لبنان مهمان راويان ـ 1
| جوانان حزب الله لبنان مهمان راويان ـ 1 |
|
|
| - | |
|
خیلیها مشتاقند تا با آدمهایی كه از نزدیك جنگ 33 روزه لبنان را دیدهاند همصحبت شوند حتی اگر دست و پا شكسته عربی و انگلیسی حرف بزنند. یك لبنانی، روایتگر دفاع مقدس ما
علاء الدین، علی و عباس اهل جنوب لبنانند. علاء الدین اهل نبطیه است. فارسی را خوب حرف میزند. هفت سال پیش برای تحصیلات حوزوی به ایران آمد. با مطالعه كتابی درباره شهید بابایی، فرمانده شهید نیروی هوایی، شیفته و جذب این شهید میشود به این نتیجه میرسد كه روحیات جهادی فقط در بچههای بسیج و سپاه نبوده است بلكه درجهداران ارتش هم چنین روحیاتی داشتهاند. مطالعه این كتاب آغازی میشود برای مطالعه دیگر كتابهای دفاع مقدس ما و آشنایی با شهدایی چون همت، زین الدین و ستاری.
به لبنان كه باز میگردد میشود راوی دفاع مقدس ما برای بچههای حزب الله:"در جمع بچهها داستان زندگی فرماندهان شهید شما را میگفتم. بچهها آنقدر مشتاق بودند كه به طور منظم جلساتی را برای بیان خاطرات این شهدا تشكیل دادیم."
حرف زدن با علی و عباس كمی مشكلتر است. علاء الدین حرفهای دو طرف را ترجمه میكند. گاهی هم كه خودش با یكی از ما مشغول حرف زدن میشود، یكی از بچههای راوی كه عربیاش بد نیست با علی و عباس كه فارسی بلد نیستند گرم گفت و گو میشود.
شهید بروجردی الگوی بچههای حزب الله
علاء الدین پس از مطالعه كتاب "مسیح كردستان" كه زندگینامه شهید بروجردی، فرمانده سپاه كردستان، متوجه میشود فضای كردستان كه این شهید در آن فعالیت میكرده چقدر شبیه فضای لبنان است، گروهها و طوایف مختلف با افكار رنگارنگ و گاه متضاد. او به این نتیجه میرسد كه عملكرد شهید بروجردی در چنین فضایی الگوی خوبی برای بچههای حزب الله لبنان است. مشغول ترجمه كتاب میشود. خلاصهای از كتاب شامل صد نكته مدیریتی از شهید بروجردی را در 50 صفحه منتشر میكند. علاء میگوید:"كتاب با استقبال زیادی روبرو شد به طوری كه اكنون در كادر مركزی حزب الله و دورههای آموزشی رزمندگان حزب الله تدریس میشود. نگاه مردمی و مردمشناسانه شهید بروجردی لازمه كار ما در لبنان است. ما به تعامل بسیار بالایی با قبایل مختلف لبنانی نیازمندیم."
شهادت جوان لبنانی و تأثیر روایت
جلسات روایت علاء الدین پس از مدتی تعطیل میشود. كمی بعد عمار، دوست علاء الدین و یكی از اعضای این جلسه در یكی از عملیاتهای استشهادی علیه اسراییل به شهادت میرسد. سه هفته بعد از شهادتش یكی از دوستان عمار خواب او را میبیند كه در جلسه روایتگری علاء الدین نشسته و علاء الدین مشغول روایت است و عمار گفتههایش را مینویسد. علاء الدین میگوید:"پس از این ماجرا دوباره جلسات را راه انداختیم."
|